X
تبلیغات
ترانه ی بارانی
دلم می خواد باسادگی زمان کودکیم بگم دوست دارم.............

روز مادر به همه ی مادرای مهربون مبارک



تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 14:0 | نویسنده : رحمانی |

سخنان زیبا برای لذت بردن از کارتان

 

بخوانید تا انگیزه بیشتری برای موفقیت داشته باشید

کار خود را تا چه حد دوست دارید? برای ارزیابی این موضوع کافیست این سوال کلیدی را از خود بپرسید که آیا می‌توانید کاری را برای باقی سال‌های عمر به مدت 8 ساعت در روز انجام دهید و توقع پول نداشته باشید؟ منظورمان از این پرسش کار بی مزد و مواجب نیست، بلکه تا چه حد می‌توانید خود را وقف کاری کنید، کاری که دوستش دارید، کاری که واقعاً دوستش دارید. اگر به کاری که می‌کنید دلبسته‌اید، باید گفت فرد خوشبختی هستید؛ ‌چرا که تقریباً نیمی از عمر خود یا بیش از آن را به مشغله‌ای می‌گذرانید که مورد علاقه‌تان است. در ادامه نظر چند تن از بزرگان و متفکران جهان را درباره کار با هم بررسی می‌کنیم.
موفقیت صرف در اختیار داشتن پول نیست؛ بلکه موفقیت در شادی نیل به پیروزی یا در هیجان تلاش‌های خلاقانه پنهان است.

- فرانک دی. روزولت

هرگز از تلاش برای انجام کاری که حقیقتاً دوستش دارید، دست برندارید. به نظرم جایی که عشق و الهام در هم تنیده، جای اشتباه نیست.

- الا جین فیتزجرالد

هیچ چیز حقیقتاً درست کار نمی‌کند، مگر آنکه ترجیح دهید کار دیگری کنید.

- جیمز ام. بری (نویسنده و خالق پیتر پن)

در درازنای مسیر پر پیچ و خم زندگی، بهترین هدیه‌ای که می‌توان گرفت همانا فرصت سخت کار کردن برای کاری است که ارزشش را داشته باشد.

- تئودور روزولت

شادی حاصل از کار، کمال را در آن متجلی می‌کند.

- ارسطو

آن هنگام که توشه‌ی زندگی از هدف عاری است، کار سخت و دردناک است. اما آن زمان که برای چیزی فراتر از خود زندگی می‌کنید و برای اقناع نفس درونی‌تان می‌کوشید، آنگاه سخت‌کوشی چونان کاری عاشقانه می‌ماند.

- استیو پاولینا

اگر عاشق چیزی نیستید، آنگاه کاری برایش نکنید.

- ری بردبری

هرگز برای پول یا قدرت کاری مکن؛ زیرا علاجی برای نجات روحت نیست یا به خواب شبانه‌ات کمکی نمی‌کند.

- مارین رایت ادلمن

تنها راه چاره برای انجام کاری بزرگ، آن است که عاشق کاری باشید که انجام می‌دهید.

- استیو جابز

این جایگاه شما در جهان است؛ این زندگی و حیات شماست. ادامه دهید و هر آنچه از دستان بر می‌آید مضایقه نکنید، و آن را به زندگی که دوستش می‌دارید بدل کنید.

- مائو جمیسن

رویاهای بزرگ در سر داشته باشید و از شکست نهراسید.

- نرمن ووگان

پول چیست؟ موفق کسی است که از صبح که از خواب برمی‌خیزد تا شب که دوباره به خواب می‌رود، آنچه دوست داشته باشد را انجام دهد.

- باب دیلن

رویاهای خود را بسازید، در غیر این صورت کسی شما را اجاره خواهد کرد تا رویایش را بسازید.

- فراح گری

مرگ از روی اشتیاق را به ملالت ترجیح می‌دهم.

- ونسان ونگگ

هرگز برای تبدیل شدن به چیزی که دوست دارید دیر نشده است.

- جرج الیوت

دو روز از مهم‌ترین ایام زندگی‌تان روزی است که زاده می‌شوید و روزی که می‌فهمید چرا.

- مارک توآین

بسیاری از ما در رویاهایمان زندگی نمی‌کنیم و بیشتر با ترس‌هایمان زندگی می‌کنیم.

- لس براون

آنچه پیش و پس ماست، همانی است که در داخل ماست.

- رالف والدو امرسان

بهترین زمان برای کاشت درختی 20 سال پیش بود، دومین شانس شما هم کنون است.

 



تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 18:27 | نویسنده : رحمانی |

  

 

اگر من بزرگ نمی شدم ، پدربزرگ هنوز زنده بود

اگر من بزرگ نمی شدم ، موهای مادرم سفید نمیشد

اگر من بزرگ نمی شدم ، مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید

اگر من بزرگ نمی شدم ، تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود

اگر من بزرگ نمی شدم ، غروب جمعه برایم دلگیر نبود

اگر من بزرگ نمی شدم ، هیچوقت نمی دیدمت و دلم برایت تنگ نمیشد

ای کاش من همیشه کودک می ماندم

چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من

 

 



تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 18:25 | نویسنده : رحمانی |

چنان باش كه بتوانی به هر كس بگویی : مثل من رفتار كن. ایمانوئل كانت

 

 آرزوهای بشر پایان ناپذیر است. هرگاه به آرزویی رسید، آرزوی دیگری دارد. ایمانوئل كانت

 

اگر بتوان این پرسش را بیان كرد كه آیا ما در حال حاضر در یك عصر به روشنگری رسیده زندگی می كنیم؟ پاسخ باید این باشد كه خیر، اما یقیناً در یك عصر روشنگری زندگی می كنیم. ایمانوئل كانت

 

 آگاهی، دانش سازمان یافته است و خرد، زندگی سازمان یافته.  ایمانوئل كانت

 

حتی خشم آسمان برای زمین، فراوانی است. ایمانوئل كانت

 

روشنگری، پایان دوران كودكی خود تحمیل كرده ی نوع بشر است.  ایمانوئل كانت

 

شعار روشنگری این است كه توانایی دنبال كردن فهم خود را داشته باش. ایمانوئل كانت

 

در دنیا دو چیز از همه زیباتر است؛ آسمان پرستاره و وجدان آسوده.  ایمانوئل كانت

 

بهترین خوشی ها استراحت پس از كار است.ایمانوئل كانت

 

وجه تمایز انسان نه جسم او بلكه روحش است.ایمانوئل كانت

 

اگر از انسان آرزو و خواب گرفته شود، بیچاره ترین موجود روی زمین است.ایمانوئل کانت

 

موسیقی لذت بخش ترین هنرها است، اما چیزی به ما نمی آموزد؛ آنچه كه فكر و روح آدمی را تغذیه می كند و آموزنده است، شعر و شاعری است. ایمانوئل كانت

 

وظیفه ی اصلی دولتهای حقیقی آن است كه نگذارند به انسانها مانند شیء نگریسته شود و دست كم، محدودیت و نگاهبانی را به حداكثر آزادی افراد اعمال كنند.  ایمانوئل كانت

 

شاعری، والاترین هنرها است. ایمانوئل كانت

 

هرگز با دیگران مثل ابزار كار رفتار نكنید، بلكه آنان را چون غایت و هدف بشمارید.ایمانوئل كانت

 

دو چیز در من شگفتی و ستایش همیشگی برمی انگیزد،آسمان پر ستاره بالای سرم و حکم اخلاقی درونم.ایمانوئل كانت

 

شیرین ترن نتیجه ی دقت و نظم، پیروزی است.  ایمانوئل كانت

 

خدا را باور كنید، برای اینكه به چنین باوری محتاجید.ایمانوئل كانت

 

اخلاق باید بر هنر حكومت كند.  ایمانوئل کانت

                              

آنچنان رفتار كن كه رفتار تو بتواند به صورت قانون كلی درآید. ایمانوئل كانت 



تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 18:24 | نویسنده : رحمانی |

عشق بورز
چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای
بخوان
چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود
زندگی کن
چنانکه گویی بهشت روی زمین است
خودت رو از قید هرچه رنگ و روشنایی باخته، برهان
بگذار نور به زندگیت وارد بشود
و خودت ...
به همین دلیل بعد از خوندن این مطلب ... نگهش ندار ... به دیگران بده .....
امید که صلح و کامیابی برایت به ارمغان بیاورد
آمین



تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 20:1 | نویسنده : رحمانی |

خوبیها باید در چرخش باشن ....
کشوها، قفسه ها، اتاق کار و گاراژ رو تمیز کن.
هر چیزی رو که دیگه لازم نداری بنداز دور ...
میل به نگهداشتن چیزای بی مصرف، زندگی رو پر پیچ و تاب می کنه.
این اشیاء نیستن که چرخ زندگی تو رو به حرکت در میارن ....
به جای نگهداشتن ...

 

وقتی انبار می کنیم، احتمال خواستن رو تصور می کنیم، احتمال تنگدستی رو ....
فکر می کنیم که فردا شاید لازم بشن و نمی تونیم دوباره اونا رو فراهم کنیم ...
با این فکر تو دو تا پیغام به مغزت و زندگیت می فرستی:
که به فردا اعتماد نداری ...
و
اینکه تو شایسته چیزای خوب و تازه نیستی
به همین دلیل با انبار کردن چیزای بی مصرف خودتو سر پا نگه می داری



تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 20:0 | نویسنده : رحمانی |

تا حالا عادت داشتید اشیاء بی مصرف رو انبار کنید و فکر کنید یه روزی - کی میدونه چه وقت – شاید به دردتون بخوره؟

تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنین و به خاطر اینکه فکر می کنید در آینده شاید بهش محتاج بشین، خرجش نکنید؟

تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چیزای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردین، انبار کنید؟


درون خودت چی؟
تا حالا شده که خاطره ی سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چیزای دیگه رو به خاطر بسپاری؟

دیگه نکن!
تو داری بر خلاف مسیر کامیابی خودت حرکت می کنی!
باید جا باز کنی ... ، یه فضای خالی، تا اجازه بده چیزای تازه به زندگیت وارد بشه.
باید خودتو از شر چیزای بی مصرفی که در تو و زندگیت هستن خلاص کنی تا کامیابی به زندگیت وارد بشه.

 

قدرت این تهی بودن در اینه که هر چی که آرزوش رو داشتی، جذب می کنه.
تا وقتی که در جسم و روح خودت احساسات بی فایده رو نگهداری، نمی تونی جای خالی برای موقعیت های تازه بوجود بیاری



تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 19:58 | نویسنده : رحمانی |
همیشه گدای عشق نباش ..بخشنده عشق باش.......همیشه آدم های زیبا خوب نیستند......اما آ دم های خوب زیبا هستند

تاريخ : یکشنبه پانزدهم دی 1392 | 21:14 | نویسنده : رحمانی |
خدا را در قلب کسانی دیدم که بی هیچ توقعی مهربانند...!!!!!!!!!!!!



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم دی 1392 | 12:10 | نویسنده : رحمانی |
زخمی که میزنیم دلی که میشکنیم لرزان نیست.......یک جایی باید بهایش را بپردازیم یک وقتی شاید همین نزدیکی ها.........



تاريخ : یکشنبه هشتم دی 1392 | 8:14 | نویسنده : رحمانی |
سلام خداجون مبخوام بکم باهات درد دل کنم تو این موقع که  توی این شهر پردغدغه با آدمای رنگارنگش همه خوابند حس میکنم بهت نزدیکم  صدام را یهتر میشنوی..................خدایا ! همراهی تو با من مثل نفس کشیدن هست

آروم ، بی صدا ، همیشگی....اگر اجازه میدی برات درد دل کنم

شنیدم که گریه بر تمام دردها دواست دل منا بخون به سوی خود ت که تا سبک شم پناهگاه این دل شکسته خونه ی خودته....خدایا!

تموم گلهای آفتابگردون فقط یک خورشید دارند و با نور و مهر یک آفتاب رشد میکنند ُ کاش تمام اندیشه ها و احساسات من فقظ با مهر تو جون میگرفت..... بهم بتاب!مثل بارون بهم ظرفیتا بده که  رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی  خودم وآدم هایی که سر راهم میزاری جبران کنم . . .هرکه به من می‌رسه، بوی قفس می‌ده...جز تو که پر می‌دی، تا پرورش بدی وجودم را... مثل غریبه ها نگام نکن جزتو خدای من با همه غریبه ام.........هرنفسم تورا توبغلم میگیرم فرصت من میدونم  آره خیلی کمه بذار تواین فرصت کم آغوشت بگیرم.........



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 | 2:5 | نویسنده : رحمانی |
از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم !


تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 22:26 | نویسنده : رحمانی |

 

موضوع انشا : خوش بختی …
به نام خدا
خوش بختی یعنی قلب پدر و مادرت بتپد …
پایان !!!



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 22:25 | نویسنده : رحمانی |
.
یک بار ، یک بار و فقط یک بار می توان عاشق شد …
عاشق زن ، عاشق مرد ، عاشق اندیشه ، عاشق وطن ، عاشق خدا ، عاشق عشق …
یک بار و فقط یک بار … بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست !


تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 22:25 | نویسنده : رحمانی |
خدا کنه هیچوقت “هست” های کسی نشه “بود” …


تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 22:23 | نویسنده : رحمانی |
حق الناس همیشه پول نیست … گاهی دل است ؛ دلی که باید میدادی و ندادی …


تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 22:22 | نویسنده : رحمانی |
کسانیکه قدر دستان نوازشگر را ندانند ، عاقبت پاهای لگدکوب را می بوسند …


تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 22:19 | نویسنده : رحمانی |
شاید قانون دنیا همین باشد ، من صاحب آرزویی باشم که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست …


تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 22:18 | نویسنده : رحمانی |
.
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی …
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی ، میبُری …
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی ، زیادی ای …


تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 22:17 | نویسنده : رحمانی |

 

سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.

 

سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم.

 

هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.

 

موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.

 

سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این.

 

سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.

 

سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.

 

سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.

 

بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند.

 

سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.

 

سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.

 

بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.

 

سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است.

 

آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.

 

ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است.

 

آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند.

 

وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.

 

سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.

 

سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.

سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.

 

خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست.

 

زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر، انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است.

 

سینمای صامت، پر از سکوتی گویا و خنده دار بود.

 

غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که، شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.

 

آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.

 

در گورستان، فقط در ساعات معینی که ارواح به میهمانی می روند، سکوت برقرار است.

 

بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه را به باد می دهد.

 

آدم های ترسو، برای فرار از سکوت، با خود حرف می زنند.

 

تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکوتی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند.

 

تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکوت می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند.

 

کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند.

 

سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی.

 

بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلی در قبالش گرفته باشند.

 

در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند، ولی سکوتِ بی جایت را، هرگز نمی بخشایند.

 

سکوت را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد.

 

سکوت، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است.

 

دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.

 

تاکنون، هیچ مترجمی پیدا نشده که بتواند سکوت را، از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند.

 

قطعاً یکی از راههای تحمل ِزندگی، پناه بردن به سکوت است.

 

همیشه گفته اند، از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ، نگاهت می کند و در سکوت، برایت نقشه ای شیطانی می کشد.

 

آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکوت نمی کنند.

 

سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست... مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ توی یه جای بکر و دنجش. که جز پرنده ها و آب و درختاش کس دیگه ای نیست و صدایی نیست جز همین صداها که گوش دادن بهشون یه شور خاصی به آدم میبخشه.

 

سکوت ساحل واقعا زیباست و سکوت زمانیکه یه نوای زیبا به گوش میرسه و همه ی وجود آدم رو در بر میگیره ...

 

سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد.

راستی چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد




تاريخ : جمعه بیست و دوم آذر 1392 | 19:20 | نویسنده : رحمانی |

 

در عجبم از مردمی که به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند
و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند .



تاريخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392 | 19:7 | نویسنده : رحمانی |

 

سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست
به سوی نور که باشی سایه ها در پس تواند حتی آنگاه که ایستاده ایی . . .

 



تاريخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392 | 19:6 | نویسنده : رحمانی |

 

اگر خدا دعاهای شما را مستجاب کند ، ایمانتان را افزایش داده
اگر با تاخیر مستجاب کند ، صبرتان را زیاد کرده
و اگر مستجاب نکند ، چیز بهتری برایتان در نظر دارد . . .



تاريخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392 | 19:4 | نویسنده : رحمانی |

 

یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که درکت کند و تو را همانگونه که هستی بپذیرد
و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز “خودت” بوده ای . . .



تاريخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392 | 19:2 | نویسنده : رحمانی |

 

توکل یعنی اجازه دادن به خداوند ، که خودش تصمیم بگیرد
تو فقط بخواه و آرزو کن ، اما پیشاپیش شاد باش
و ایمان داشته باش که رویاهایت ، هم چون بارانی در حال فرو ریختنند!
پیشاپیش شاد باش و شکر گذار ، چرا که خداوند نه به قدر رویاها
بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که می بخشد!

 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 15:4 | نویسنده : رحمانی |
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی!!!!!!!

تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 14:58 | نویسنده : رحمانی |

اگر قرار باشد خون را با خون شست دچار بدبختی میشویم ،ببخشیم اما فراموش نکنیم!

تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 14:57 | نویسنده : رحمانی |

برای آنکه مانع احساس عدم امنیت دیگران در اطرافمان باشیم ، خود را از انظار دور می سازیم . اما این کار ما را به جایی نمی رساند . ما متولد شده ایم که شکوه و عظمت خداوند را به نمایش در آوریم . چیزی که در درون ماست . نه در درون برخی از ما ، بلکه در درون تک تک ما . و زمانی که به این نور درونمان اجازه تابیدن می دهیم ، ناآگاهانه به دیگران نیز اجازه چنین کاری را می دهیم

تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 14:56 | نویسنده : رحمانی |

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید


تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 14:55 | نویسنده : رحمانی |

 

در مورد نگاه مثبت ، یكی از اساتید ایرانی خاطره جالبی را كه مربوط به سال‌ها پیش بود نقل می‌كرد:
چندین سال قبل مشغول تحصیل در دانشگاه خارج از كشور بود. سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود كه كارگروهی برای دانشجویان تعیین شد كه در گروه‌های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام می‌شد.

 

توی كلاس، از دختری كه درست توی نیمكت بغلی‌ام می‌نشست و اسمش كاترینا بود پرسیدم كه برای این كار گروهی تصمیمش چیه؟

 

گفت: اول باید برنامه زمانی رو ببینه.
ظاهراً برنامه دست یكی از دانشجوها به اسم فیلیپ بود.

 

پرسیدم: فیلیپ رو می‌شناسی؟
كاترینا گفت: آره، همون پسری كه موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو می‌شینه!

 

گفتم: نمی‌دونم كیو می‌گی!
گفت: همون پسر خوش‌تیپ كه معمولاً پیراهن و شلوار روشن شیكی تنش می‌كنه!

 

گفتم: نمی‌دونم منظورت كیه؟
گفت: همون پسری كه كیف و كفشش همیشه ست هست با هم!

 

باز هم نفهمیدم منظورش كی بود! اونجا بود كه كاترینا صداشو یه‌كم پایین آورد و گفت: فیلیپ دیگه، همون پسر مهربونی كه روی ویلچیر می‌شینه.

 

این‌بار دقیقاً فهمیدم كیو می‌گه، ولی به طرز غیرقابل باوری رفتم تو فكر. آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه كه بتونه از ویژگی‌های منفی و نقص‌ها چشم‌پوشی كنه. چقدر خوبه مثبت دیدن كه حتی نگی معلول و بگی همونی كه رو ویلچر می‌شینه.

 

یك لحظه خودمو جای كاترینا گذاشتم، اگر از من در مورد فیلیپ می‌پرسیدن و فیلیپو می‌شناختم، چی می‌گفتم؟ حتماً سریع می‌گفتم همون معلوله دیگه! وقتی نگاه كاترینا رو با دید خودم مقایسه كردم خیلی خجالت كشیدم.

 

شما چی فكر می‌كنید؟ چقدر عالی می‌شه اگه ویژگی‌های مثبت افراد رو بیشتر ببینیم و بتونیم از نقص‌هاشون چشم‌پوشی كنیم .




تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1392 | 19:15 | نویسنده : رحمانی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.